X
تبلیغات
تحليل جامعه شناختي - تحلیل جامعه شناختی تأثیر میزان آگاهی از حقوق شهروندی بر سطح مشارکت معلمان(مورد مطالعه شهرستان کیار)

تحليل جامعه شناختي

مسایل اجتماعی و سیاسی ایران و جهان

                                                                                                    اسکندر شهبازی گهرویی*

چکیده :

شهروندی یکی از مهمترین مفاهیم اجتماعی ـ سیاسی است که همواره در طول تاریخ راه پر فراز و فرودی پیموده و از طرف متفکران و صاحب نظران علاقمند به مسایل اجتماعی از ادوار باستان تا کنون مورد بحث و چالش قرار گرفته است.این سازه در بردارنده مجموعه حقوق و تکالیفی است که اعضای جامعه نسبت به یکدیگر ، نهادها و جامعه دارند.

مقاله حاضر، به دنبال بررسی تاثیر متغیر پنهان آگاهی از حقوق شهروندی بر سازه مشارکت معلمان شهرستان کیار، استان چهارمحال و بختیاری است. به منظور دست یابی به این هدف، سعی شده با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی، مصادیق حقوق شهروندی در چهار حوزه: سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و مدنی به عنوان متغیرهای مستقل مقوله بندی گردد. منبع ما در این مقوله بندی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. مصادیق مشارکت هم در چهار خرده مقیاس: اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بر اساس نظریات  مارشال،کاستلز و دیویدسون به عنوان متغیرهای وابسته دسته بندی شده اند. مدل تجربی محقق شامل: دو مدل عاملی مرتبه دوم و یک مدل معادله ساختاری می باشد.

 روش تحقیق در این پژوهش کمی و تکنیک مورد نظر پیمایش است، جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته دارای قابلیت اعتبار و اعتماد استفاده گردید. جامعه آماری مورد مطالعه کل معلمان رسمی شاغل در این شهرستان می باشد. برای تعیین حجم نمونه، از روش نمونه گیری  مطبق تصادفی چند مرحله ای بهره برده شد. حجم نمونه طبق فرمول کوکران 279 نفر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای [1]SPSS و [2]AMOS انجام شده است.

یافته های تحقیق،نشان می دهد، میان آگاهی از حقوق شهروندی و سطح مشارکت رابطه معناداری وجود دارد،ضریب تعیین برابر با(54/0 (R2=[3] است،برآورد پارامتر های مدل معادله ساختاری بیانگر اثر آگاهی از حقوق شهروندی با ضریب بتای استاندارد 87 درصد بر مشارکت معلمان می باشد. 

واژه های کلیدی:شهروند،حقوق شهروندی،مشارکت ،قانون اساسی ،حوزه عمومی.

 *  کارشناس ارشد جامعه شناسی

 مقدمه:

شهروندی[4] از مشتقات شهر[5] و حاصل رابطه دو سویه فرد و دولت است،این رابطه از یک سو متضمن وفاداری فرد به دولت و از سوی دیگر مستلزم حمایت دولت از فرد می باشد. به باور برخی از صاحب نظران شهرنشین ها آن هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به حقوق و تکالیف خویش در قبال شهر و اجتماع عمل کنند به شهروند ارتقاء یافته اند،یک شهروند عضو رسمی یک شهر،ایالت یا کشور است،افرادی که به یک دولت ـ ملت خاص تعلق دارند، دارای اسناد و مدارکی هستند که این اسناد و مدارک را قانون اساسی هر دولتی تعیین می کند. که معمولاً تابع دو معیار می باشد: یک محل تولد و دیگری ملیت پدر و مادر،البته شهروندی از راه ازدواج با زن یا مرد شهروند هر کشوری نیز بدست می آید. اما این گونه شهروندی همه حقوق شهروندی را شامل نمی شود.

در هر حکومتی دو گروه وجود دارد، که هر کدام دو نقش متمایز را بازی می کنند: یک گروه نقش فرمانروا و گروه دیگر نقش فرمانبردار،آن هنگام که به گروه فرمانروایان عنوان دولت داده شود،گروه فرمانبرداران شهروندانی هستند که حاکمان با رأی و نظر آنها انتخاب شده و نماینده آنها می باشند، (قاضی ، 1385 :19).شهروندی اصلی است، که بر روابط دولت و اعضاء جامعه نظارت می کند،یعنی از یک سو با امتیازات دولت و حقوق افراد و از سوی دیگر به مناسبات و فرایندهای تاریخی مربوط می شود. شهروندی اعتبار فرد را در جامعه مشخص می کند،(ربانی،1387 :247).

شهروند عضو یک اجتماع سیاسی است که بهرمند از حقوقی است که البته وظایف عضویت برای او محفوظ است. اگر به این تعریف دقت شود،نمی توان هیچ شهروندی را بدون مسئولیت واجد حق دانست.(افروغ،18:1387)

از دیدگاه سنتی شهروندی مستلزم داشتن حقوق و تکالیف معین، واقعی و عینی نسبت به یک دولت حاکم است نه وظایف و حقوق غیر دقیق و داوطلبانه نسبت به یک حکومت جهانی و همه افراد بشر ،(امام جمعه زاده ،1380:28).

از دیدگاه مدرن در دوران جهانی شدن شهروندی مفهوم جدید و گسترده ای یافته است، به نحوی که این مفهوم دیگر تنها از طریق دولت ـ ملت تبیین نمی گردد. بلکه بطور فزاینده ای تبدیل به یک مفهوم غیر سرزمینی گردیده و گفتمان های جدیدی از حقوق ،مشارکت و ... را مطرح می کند که رفتار شهروندان و کیفیت مشارکت آنان در امور جامعه از شاخص های توسعه یافتگی جوامع محسوب  می شود.

ایده «مشارکت»[6] در معنای وسیع خود بخشی از بحث گسترده دموکراسی است که دارای سابقه ای نزدیک به سه هزار سال می باشد، از زمان ارسطو تا جان دیویی بسیاری از فلاسفه اجتماعی مشارکت مردمی را همچون منبعی از انرژی خلاق و نیروی محرکه برای دفاع در مقابل حکومت ستمگران و به عنوان ابزار به کار بردن و صورت قانونی دادن به «خرد جمعی» مورد تحلیل و ستایش قرار داده اند. به اعتقاد آنها مشارکت با درگیر ساختن تعداد زیادی از مردم در امور اداره جامعه ثبات و نظم را افزایش می دهد. با دادن فرصت اظهار علایق و خواسته ها به هر فرد خیر و مصلحت اکثریت را تأمین خواهد کرد،(محسنی تبریزی، 1369 :37).

منظور از مشارکت دخالت مستقیم افراد در تصمیم سازی و تصمیم گیری اجتماعی است، ساروخانی در فرهنگ علوم اجتماعی ، مشارکت را شرکت فعالانه انسان ها در حیات سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات تعریف می کند،(ساروخانی،1375 :568).

 مفهوم مشارکت پس از جنگ جهانی دوم در عرصه اقتصاد و سیاست جایگاه تازه ای یافته است،توجه به نقش مشارکت بعنوان یک عامل نرم افزاری در توانمندسازی انسان ها،افزایش بهره وری، کاهش مشکلات و تحقق توسعه پایدار در جامعه ایران که در دوران گذار از جامعه سنتی به مدرن می باشد به عنوان یک مسأله هسته ای مطرح است، زیرا آگاهی از حقوق شهروندی و میزان مشارکت در حیات اجتماعی زمینه های ثبات و پایداری اجتماعی را تحقق می بخشد و از طرف دیگر قدرت چانه زنی را در قبال قدرت های مدیریتی و تصمیم گیری بالا می برد. صاحب نظران بر این عقیده اند که اجتماعات محلی و نهادهای مردمی می توانند با ارائه رفتارهای جدید و نهادینه ساختن آنها در جوامع ، نقش مؤثری در ایجاد و باز تولید مفهوم شهروندی ایفا نمایند.

ضرورت و اهمیت تحقیق:

اهمیت و جایگاه حقوق شهروندی در نظام اجتماعی و ارتباط متقابل این مفهوم با مشارکت از مسائل و دغدغه هایی است که محور بحث بسیاری از جامعه شناسان و تحلیل گران اجتماعی می باشد. به نظر می رسد آگاهی از حقوق شهروندی امروز به عنوان نیاز اساسی برای تمام شهروندان درآمد است. بدون شک گرایش دولت های مردم سالار و ملت ها به سوی شناخت مردم از میزان آگاهی از حقوق شهروندی شان به صورت خود به خود رشد نکرده است،بلکه نوعی احساس نیاز جوامع نوین را به سوی درک این آگاهی و بصیرت سوق داده است.

مهمترین ویژگی انسان مدرن عقلانیت است و رشد عقلانیت برای جوامع مدرن بشری نیازهای جدیدی ایجاد کرده است.گسترش نقشها در جامعه سطح روابط انسانی را توسعه داده و افزایش سطح این روابط حقوق جدیدی را در جامعه ایجاد کرده است . که مردم در آن مشارکت کامل داشته باشند تا مفهوم راستین شهروندی در آن مصداق پیدا کند. فقط در این صورت است که شهر می تواند با استفاده از ظرفیت های خلاق همه شهروندان اعم از زن و مرد ، پیر و جوان ، فقیر و غنی در خدمت همه آنها قرار گیرد،(مایور،1383 : 76).

در سالهای اخیر در جامعه ایران این مفهوم از سوی نخبگان سیاسی_اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است،در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بیشتر شعار توسعه سیاسی سرداده می شد و در دوره محمود احمدی نژاد بر شعار عدالت اجتماعی تاکید می شود، که این شعارها خود از مصادیق حقوق شهروندی می باشند،چون نمی شود در کشوری مردم سالاری باشد، اما مردم در حاکمیت مشارکت نداشته باشند. یا منابع افزایش پیدا کند،ولی تحت تسلط بخش کوچکی از جامعه باشد و اکثریت جامعه از آن محروم و یا به نحوی دسترسی اکثریت به آن منابع ناچیز باشد،که این امر موجب شکاف عمیق طبقاتی می گردد. 

انسان های بی شماری به این کره خاکی پا نهاده اند،تنها افراد معدودی در این رهگذر،به فکر و تعمق پرداختند،شاید به تعبیر گیدنز،تنوع،گستردگی،و سرعت تغییرات که انقطاع های مهم در عصر مدرن اند. دامنه تفکر و تعمق اندیشه اجتماعی را در دوران معاصر،گسترده و پر اهمیت ساخته است، (گیدنز؛7:1377).

آگاهی از حقوق شهروندی از جنبه های مهم روابط انسانی و اجتماعی و عامل بسیار اساسی برای تداوم زندگی جمعی در دنیای پر مخاطره مدرن است عدم توجه به آگاهی از حقوق شهروندی مخدوش کننده پایگاها و نقش ها و  سبب تاخیر در کارها و هزینه بر شدن آنها،خلل در روابط و تعاملات و باعث ایجاد مشکلاتی در مشارکت می شود. چرخش نظریه های جامعه شناسی  به سمت مفاهیم نرم همانند: آگاهی از حقوق شهروندی و مشارکت در همین راستا است.اگر آگاهی از حقوق شهروندی در یک جامعه در سطح بالای نباشد،افراد نمی دانند چه نوع حقوق و تکالیفی در جامعه و در قبال دیگران دارند، و چگونه می بایست در جهت تحقق و ایفای آنها تلاش کنند. شک نیست جامعه ای که فرد، فرد آن از حقوق خودآگاهی کامل دارند با جامعه ای که افراد آن حتی از حق حیات خود نیز آگاه نیستند، متفاوت زندگی می کنند. از عمده ترین مسایلی که جامعه ایران به خصوص شهرهای کوچک و روستاها با آن مواجه هستند عدم آگاهی از حقوق شهروندی است،

بنابراین سنجش آگاهی از حقوق شهروندی معلمان و برآورد اثر آن بر سطح مشارکت ضروری و حائز اهمیت است،تا راهکارهای ارتقاء بصیرت و  تقویت آگاهی از حقوق شهروندی شناسایی و موانع مشارکت را رفع نماییم.  گر چه در برخی از نقاط کشور این موضوع بررسی شده، ولی در شهرستان کیار هنوز چنین تحقیقی انجام نشده و از وضعیت آگاهی از حقوق شهروندی و سطح مشارکت معلمان اطلاع درستی در دسترس نیست.از این رو ضروری است بدانیم میزان آگاهی از حقوق شهروندی معلمان این شهرستان در چه حد است،و چه اثری بر مشارکت دارد.زیرا می تواند برای برنامه ریزی های آینده مفید و مؤثر واقع شود.

بیان مسئله:

آگاهی از حقوق شهروندی از مهمترین مفاهیم مطرح در حوزه علوم اجتماعی معاصر است.ولی این بدان معنا نیست که اندیشمندان کلاسیک بدان توجهی نداشته اند.شهروندی به عنوان مفهومی که دارای قدمتی به اندازه تاریخ یکجا نشینی انسان هاست، در طول تاریخ فضای مفهومی گسترده ای پیدا کرده به نحوی که می توان مفهوم شهروندی در معنای سنتی آن را با مفهوم شهروندی در معنای مدرن در تضاد دانست. این در حالی است که برخی وجوه شهروندی مدرن، مورد انتقاد شدید مدافعان«ایده شهروندی پسامدرن[7]»قرار گرفته است. مباحثه بر سر شهروندی در سرتاسر جهان و در اکثر رشته ها انجام می شود(شهروندی یک مفهوم پسا رشته ای[8] است) مورخان، جامعه شناسان، نظریه پردازان علم سیاست،مردم شناسان، فمینیست ها و ... در این بحث شرکت دارند، (سیدمن،362:1388).

اگر کسی می خواهد در این حوزه از بحث وارد شود، باید توجه داشته باشد که رویکردهای زیر در آن حضور دارند: دیدگاه های جامعه شناسی لیبرال که شهروندی را در ارتباط با مدرنیزاسیون و فردگرایی می فهمند، رویکردهای مارکسیستی انتقادی که مشارکت دموکراتیک را اساس شهروندی می شمارند، فلسفه سیاسی که درباره منزلت شهروندی و نقش نسبی حقوق و تکالیف بحث می کند، دیدگاه های فمینیستی ویژگی های جنسیتی شهروندی را مورد اشاره قرار می دهند و دیدگاه های پسا استعماری بر شهروندی دورگه تأکید دارند،(همان).

هدف کلی این پژوهش بررسی میزان آگاهی از حقوق شهروندی معلمان و اثر آن بر سطح مشارکت آنها،و ارائه راهکارها و خط مشی های عملی بوده تا مسولین و تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان با تکه بر نتایج بدست آمده بستر های لازم را جهت ارتقای آگاهی از حقوق شهروندی فراهم نموده و مشارکت اعضای جامعه در راستای توسعه پایدار را تحقق بخشند. اما سئوال هسته ای اینجاست که چرا آگاهی از حقوق شهروندی حائز اهمیت و ضروری به نظر می رسد؟ چرا معلمان در اجتماع از حقوقی که دارند یا می توانند داشته باشند می بایست آگاه باشند؟ با توجه به اینکه آموزش وپرورش از نهادهای مهم جامعه محسوب می شود، و بیش از هر چیز وظیفه آماده کردن نسل جوان را برای جامعه فردا بر عهده دارد و معلمان از اقشار تاثیر گذار و فرهنگ ساز جامعه محسوب می شوند و  شرافتمندانه ترین نقش را در جامعه ایفا می کنند،آنها در صورتی می توانند این نقش را به صورت مطلوب تحقق بخشند که از حقوق شهروندی خود آگاهی جامعی داشته باشند.

 در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وجود حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در اصول مختلف آن بسیار به چشم می خورد. اما در عمل و واقعیت برخی اصول به دلایل مختلفی عینیت نمی یابند.بنا بر این  آگاهی معلمان از این حقوق هم مناسب با حال خودشان است و همه جامعه،به همین سبب بررسی آن ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس بصیرت و میزان آگاهی معلمان از حقوق شهروندی علاوه بر اینکه موقعیت آنان را در رابطه با جامعه ای که در آن زندگی می کنند،مشخص می سازد سطح مشارکت آنان را نیز افزایش می دهد. شکی نیست مردمی که نسبت به حقوق خود از سطح آگاهی پایینی برخوردار باشند،کیفیت و میزان مشارکت آنها در فعالیت های اجتماعی هم کاهش می یابد. با مرور بر زندگی اجتماعی انسان در ادوار گذشته در می یابیم که مشارکت هم در تمام دوران ها با مردم بوده و تقریباً از زمانی که انسان به زندگی اجتماعی روی آورده، مشارکت یکی از مسایل مهم و دیرینه زندگی اجتماعی انسان ها به شمار می رود و به عنوان جزء لاینفک زندگی انسانها در آمده و در سراسر روزگار راه پیشرفت را پیموده است.

ادیان الهی و مذاهب مختلف مشارکت را زمینه ای برای کوشش های عبادی و سیاسی خود می دانند و آن را به عنوان ابزار نیرومند اداری، سیاسی می پذیرند،(لندران اصفهانی ، 1382 :40).دین اسلام مشارکت مردم را مورد توجه قرار داده و در متون اسلامی توصیه های فراوانی در این باره می توان یافت،امام علی (ع) می فرماید: ای مردم مصر نگویید ما سر پرستی چون مالک وامامی چون علی داریم،اگر در صحنه حاضر نباشید،شکست می خورید،«هر آن کس که به خواب رود،دشمن او نخواهد خوابید»، (نهج البلاغه،603:1379)

بررسی پیشینه نظری موضوع تحقیق:

الف- حقوق شهروندي درغرب:

اولین شهرهای مستقل متکی به شهروندی در بین النهرین و بطور دقیق در تمدن سومر شکل گرفته و پا به عرصه حیات گذارده است،(پیران،17:1380). با نابودی این تمدن مفهوم شهروندی نیز از بین رفته و بعدها در تمدن آتن احیا شد،با ظهور دموکراسی در دولت شهرهای یونان،شهروندی به معنای برخورداری از حقوق و وظایف و مشارکت سیاسی فعال مطرح شد.از نظر ارسطو،یک فرد زمانی شهروند قلمداد می شد، که می توانست به طور چرخشی و نوبتی در حکم راندن و اطاعت کردن سهیم باشد،(اولیور و هیتر،11:1994 به نقل از هاشمیان فر و گنجی،28:1388).

در قرون وسطی،شهروندی دستخوش فراموشی طولانی مدتی گردید و کلیسا همچون محوری برای هدایت اخلاقی و وفاداری،جایگزین اجتماع سیاسی شد،فقط در چند شهر ایتالیا چون فلورانس و ونیز مسئولیت پذیری و مشارکت در امور عمومی رواج داشت(فالکس،21:2000 به نقل از هاشمیان فر و گنجی،همان).

اما ظهور شهرهای مستقل در پایان قرون وسطی را باید بسیار مهم انگاشت،زیرا نقش امکان ناپذیری در پیدایش و تکامل نظام سرمایه داری داشتند،(پیران،30:1380). به گونه ای که ماکس وبر(1927)اعتقاد داشت شهروندی فقط در مغرب زمین یافت می شود،زیرا فقط در غرب شهرهای با این ویژگی ها به وجود آمده و تمدن های شرقی چون چین،هند و خاورمیانه فاقد چنین مفهومی هستند ،( به نقل از هاشمیان فر و گنجی،28:1388).

در قرن 16و17 بنیان های شهروندی مدرن پی ریزی شد،نظریات فلاسفه سیاسی چون هابز،لاک و روسو در شکل گیری اندیشه های لیبرال وانقلاب فرانسه بسیار موثر افتاد.در اندیشه هابز توجه به حقوق برابر فرد،تمرکز قدرت و ابزار خشونت در دست حاکم و در نظریات لاک،آزادی و حقوق زندگی و حق مالکیت شهروندان و در دیدگاهای روسو،شایستگی شهروندان در مشارکت در تصمیم گیری ها به چشم می خورد.

ظهور واژه شهروند را می توان مصادف با ظهور دولت ـ ملت های مدرن دانست. نقطه عطف توجه به شهروندی انقلاب کبیر فرانسه(1789) و به وجود آمدن حکومت های مشروطه بوده است که مردم تبدیل به شهروند شدند، که نه فرمانبردار صرف ،بلکه حق اظهار نظر و مشارکت در حکومت را داشتند.دراین نوع شهروندی بیش از پیش بر حقوق ملت در مقابل دولت تاکید می شد،عناصر اصلی این شهروندی توجه به خواست عمومی،مجموعه حقوق برابر و وظایف در قبال دولت و کشور بود،

در قرن 20 با ایجاد نظام آموزشی و تامین اجتماعی،حق دسترسی به مجموعه وسیعی از مزایای عمومی که توسط دولت در حوزه بهداشت،آموزش و غیره ارائه شد بنام شهروندی اجتماعی به منصه ظهور رسید،که پایه و اساس شهروندی بر برابری قرار دارد که با نابرابری های منتج از نظام سرمایه داری در تضاد است.کارل مارکس با انتقاد شدید به نظام سرمایداری بیان داشته که حقوق بشر و شهروندی صورت ظاهر برای پنهان نمودن واقعیت و نقابی بر چهره نابرابری های اقتصادی و اجتماعی جامعه غرب است.از آنجا که در شرایط نابرابر،مشارکت شهروندان فعال امکان پذیر نیست پس در نظام سرمایداری که نابرابری های وسیع طبقاتی وجود دارد نمی توان جایگاهی برای شهروندی و مشارکت افراد یافت،(شیانی،15:1381).

هر چند اندیشه شهروندی را می توان در تفکرات فلسفی و سیاسی دوران باستان وقرون وسطی مشاهده کرد،اما می توان گفت پیشینه ظهور این مفهوم بعنوان ابزار مهم تحلیلی در تفکر جامعه شناسی  به آرای تی-اچ مارشال باز می گردد. شهروندی ابتدا در حوزه اجتماع شهری بررسی می شد. اما پس از آن شهروندی خود را به ایالت و کشور گسترش داده است، اگر چه امروزه بسیاری به شهروندی جهانی[9] می اندیشند.

مفهوم شهروندی را می توان در مجموع جزء مفاهیم جدیدی دانست که با زندگی برخاسته از تجدد و فرهنگ، انسان اجتماعی در هم آمیخته است. امروزه مفهوم شهروندی با مفهوم آن در قرن 19 و 20 بسیار متفاوت است و حقوق شهروندی دارای حوزه های مختلفی است،(جهانگیری، 1381 :14).

ب-حقوق شهروندي در اسلام:

اصولا حق شهروندی و حقوق بشر در دامن انبیاء رشد کرده و بوجود آمده است،متاسفانه برخی از دینداران متوجه این نیستند،قاعدتا تا سخن از حقوق بشر و حق شهروندی به میان می آید موضع می گیرند، (افروغ،21:1387).

در قرآن کريم حقوق انسانها بسيار محترم است، آنجا که خداوند مي فرمايد: « و لقد کرمنا بني آدم ؛ ما به فرزندان انسان کرامت بخشيديم »، (سوره اسراء، آیه:70) .

وقتي که خداوند انسان را محترم مي شمارد، قطعًا براي او حقوقي قائل است، وقتي که حضرت رسول (ص) و حضرت علي (ع) نيز در خصوص انسان و شهروند به احترام سخن مي گويند، پيدا است که چه وظيفه و تکاليف سنگيني بر دوش ما قراردارد تا حقوق انسانها و شهروندان را محترم بشماريم و آنها را ادا کنيم.

واژه رعيت با وجود مفهومی که تدريجًا در زبان فارسي به خود گرفته است ،مفهوم زيبا و انساني داشته است، استعمال کلمه راعي را در مورد حکمران و کلمه رعيت را در مورد توده مردم اولين مرتبه در کلمات رسول اکرم (ص) و سپس به وفور در کلمات امام علي (ع) مي بينيم. اين لغت از ماده «رعي» به معني حفظ و نگهباني است، به مردم از آن جهت کلمه « رعيت » اطلاق شده است که حکمران عهده دار حفظ و نگهباني جان و مال و حقوق و آزادي هاي آنهاست.

در فرمايشات امام علي (ع) نکاتي مهمی از حقوق بشر و شهروندی به چشم می خورد، مصداق بارز اين گفته در يک جمله از امام علي (ع) در نامه اش به مالک اشتر متبلور است که دليلي بسيار محکم براي اين گفته است. آنجا که مي فرمايند:«مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش.مبادا هرگز،چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی، زيرا مردم دو دسته اند، دسته اي برادر ديني تواند و دسته ای ديگر همانند تو در آفرينش می باشند.اگر گناهی از آنها سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود، خواسته یا ناخواسته اشتباهی مرتکب می گردند،آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر آن گونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. »،(نهج البلاغه، 567:1379).

ج: حقوق شهرونددرايران:

سابقه مفهوم حقوق شهروندي يا حقوق بشر در کشور ما به حدود دو هزار و پانصد سال پیش می رسد،کورش نخستین اعلامیه حقوق بشر راصادر کرد،کورش ذوالقرنین در این منشور برده داری واسیرآزاری را ممنوع کرده بود، (پیرهادی،76:1385).

 حقوق شهروندي به مفهوم جدید در کشور ما به  يکصد سال پيش بر مي گردد. از زمان ايجاد تمدن در ايران ،احترام به حقوق شهروندان به معني آنچه امروز مدنظر است، خبري نيست،در ایران مانند هر نقطه خاورمیانه تا قبل از پایان قرن 19 مدیر اجرائی شهر یکی از شاهزادگان یا اغلب فردی نظامی بود که به عنوان والی شهر منصوب می شد که دارای اختیارات و امتیازات نامحدود بود. رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندان از سوي دستگاه حاکم از آغاز انقلاب مشروطه شروع شده و بتدريج گسترش يافته و تا به امروز هر چند به کندي اما با روند رو به رشد ادامه داشته و هيچ گاه متوقف نشده است. و البته هنوز حقوق شهروندی به طور کامل در جامعه شناخته نشده است.

بررسی تحقیقات داخلی:

تحقیقاتی که در زمینه آگاهی از حقوق شهروندی انجام گردیده ،به عوامل موثر بر آگاهی از حقوق شهروندی(تاثیر متغیرهای آشکار بر متغیر پنهان) تاکید شده و یا به وضعیت شهروندی و موانع تحقق آن توجه شده است و کمتر روی میزان آگاهی از حقوق شهروندی و تاثیر آن بر سطح مشارکت که هر دو متغیر پنهان هستند، پرداخته اند ،لذا می توان ادعا کرد موضوع پژوهش در نوع خود کم سابقه می باشد.  

الف:بررسی رابطه ی بین عوامل اجتماعی_فرهنگی با میزان آگاهی از حقوق شهروندی(مطالعه موردی معلمان شهر بروجن)توسط کرمعلی کیانپور در شهریور ماه سال 1385کیانپور(1385) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود به بررسی عوامل موثر بر آگاهی از حقوق شهروندی پرداخته است،جامعه آمار مورد مطالعه وی تمامی معلمان شهر بروجن استان چهارمحال وبختیاری بوده که از بین آنها 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند،این پژوهش از نوع پیمایشی بوده جهت تجزیه و تحلیل آماری پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی استفاده نموده است،طبق نتایج بدست آمده، پنج فرضیه تایید و دو فرضیه رد  شده است،بدین لحاظ که استفاده از وسایل ارتباط جمعی، مشارکت در عرصه های عمومی، طبقه اقتصادی اجتماعی ، تحصیلات و آموزش های اجتماعی از عوامل موثر بر آگاهی افراد از حقوق شهروندی می باشند.

 ب :تبیین جامعه شناختی آگاهی از حقوق و تکالیف شهروندی(مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه اصفهان)ولی عیدی آبانماه سال 1386

عیدی(1386) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در پی شناخت مهمترین عوامل اجتماعی_اقتصادی موثر بر آگاهی از حقوق و تکالیف شهروندی بوده و مهمترین مسئله ای که مورد بررسی قرار می دهد، این است که آیا عوامل اجتماعی_اقتصادی(سن،جنسیت،پایگاه اجتماعی_اقتصادی،هویت اجتماعی، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و دینداری)می توانند تغییری در میزان آگاهی دانشجویان از حقوق و تکالیف شهروندی ایجاد کنند.

وی در راستای این اهداف به شناسایی تاریخچه حقوق و تکالیف شهروندی در جهان و ایران و بررسی مبانی نظری موضوع اقدام نموده و نظرات و ایده های صاحب نظران ادوار مختلف و مکاتب سیاسی و اجتماعی را بیان نموده است.به منظور اجرای این پژوهش شش فرضیه با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه،در نمونه ای با حجم 384 نفر از دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان طرح نموده است، که روش نمونه گیری وی سهمیه ای بوده، یافته های تحقیق نشان دهنده تایید پنج فرضیه و رد یک فرضیه دیگر می باشد،در پایان نتایج زیر بدست آمده است:

بین جنسیت،پایگاه اجتماعی_اقتصادی،هویت اجتماعی، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و دینداری با آگاهی دانشجویان از حقوق و تکالیف شهروندی رابطه وجود دارد، و بین سن و آگاهی دانشجویان از حقوق و تکالیف شهروندی رابطه وجود نداشته است.در نهایت از طریق رگرسیون چند گانه و تحلیل مسیر تاثیر مستقیم و غیر مستقیم متغیر های مستقل بر متغیر وابسته  محاسبه شده که مقدار آن به ترتیب:41/ و 40/ می باشد. 

ج : بررسي ميزان آگاهي جوانان از حقوق و تكاليف شهروندي و عوامل مؤثر بر آن در شهر مشهد، سال 85 ، نويسنده مريم اسكافي

تحقيق وی با هدف بررسي ميزان آگاهي جوانان از حقوق و تكاليف شهروندي و عوامل مؤثر بر آن در شهر مشهد در سال 85 به اجراء درآمد. شيوه نمونه گيري خوشه اي و حجم نمونه برابر با 400 نفر بود. نتايج اين تحقيق نشان داد كه بيش از 70 درصد نمونه از حقوق و تكاليف شهروندي آگاهي زيادي دارند و آگاهي مردان بيشتر از زنان است. با افزايش بُعد خانوار و پايگاه اقتصادي فرد، ميزان آگاهي نيز افزايش مي يابد. مهم ترين متغير مؤثر بر ميزان آگاهي، شركت در انتخابات است. طرز تلقي جوانان از نوع و ميزان مشاركت در امور شهري به عنوان وظايف شهروندي، سن پاسخ‌گو، ميزان آگاهي سياسي، جو سياسي خانواده و پايگاه اقتصادي‌ـ اجتماعي خانواده متغيرهاي مؤثر ديگري هستند كه به ترتيب وارد معادله شده اند. اين متغيرها در مجموع 99 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين مي‌نمايند. ميزان مشاركت در انجمن هاي داوطلبانه، تنها متغيري بوده كه رابطه معناداري با متغير وابسته برقرار نكرده و احتمالاً دليل آن اين بوده است كه در نمونه مورد مطالعه بيش از 70 درصد نمونه در هيچ انجمن يا سازماني مشاركت داوطلبانه نداشته اند.

تعریف مفاهیم:

1ـ شهروند: کسانی که در محدوده مرزهای یک نظام  سیاسی زندگی می کنند، شهروند به حساب می آیند و خودشان را جزئی از یک ملت می دانند.

2ـ حقوق شهروندی[10]: در بردارنده مجموعه حقوق و تکالیفی است که اعضاء جامعه نسبت به یکدیگر ، نهادها و جامعه دارند.

3ـ آگاهی: فرآیند سازماندهی، تعبیر و تفسیر و ارتباط اطلاعاتی است، که توسط حواس جمع آوری می شود. دانستن در مفهوم آگاهی عبارت از مجموعه ای از اطلاعات  منظم و مرتبطی است که هر یک از افراد با توجه به ویژگی های خاص که در آن قرار دارند به صورت نسبی دارا هستند ،(محسنی،1379 : 11).

4ـ نقش قانون اساسی مشخص ساختن«ساختار و شکل حکومت، وظایف و مسئولیت های قوای حاکم، حقوق و تکالیف شهروندان در مقابل یکدیگر و در برابر دولت و وظایف دولت در رعایت حقوق و آزادی های افراد»است، (مدنی ، 1374 : 17).

تعریف متغیرهای مستقل:

1ـ حقوق سیاسی: حقوقی است که به موجب آن شخص دارنده حقوق می تواند در حاکمیت ملی خود( انتخابات ، سمت های سیاسی-اجتماعی، عضویت در احزاب و انجمن های سیاسی و ...) شرکت کند.

2ـ حقوق اقتصادی: مصادیق حقوق اقتصادی در این مطالعه به طور عمده بر مفاهیم اقتصادی، شغل و کار و مالکیت تأکید می کند.

3ـ حقوق فرهنگی: شامل مواردی نظیر دست یابی کامل به زبان و فرهنگ اکثریت، حق حفظ زبانها و فرهنگ اقلیت، حق داشتن مذهب و سنت ها و شیوه زندگی متفاوت و برابری آموزش و حق داشتن ارتباط های بین فرهنگی و بین المللی می باشد،( کاستلز و دیوید سون، 1382 : 263).

4 ـ حقوق مدنی: شامل امتیازاتی است که در قانون به افراد داده شده است مانند: آزادی افراد برای زندگی در هر جایی که انتخاب می کند و آزادی بیان و مذهب و حق دادرسی یکسان در برابر قانون و آزدای تشکیل و شرکت در انجمن ها و اجتماعات، گسترش حقوق اجتماعی اساس دولت رفاه نامیده می شود. دولتی که از جنگ جهانی دوم به بعد در جوامع غربی پا گرفته است،(گیدنز،1373: 328).

تعریف متغیرهای وابسته:

مشارکت :منظور از مشارکت دخالت مستقیم افراد در تصمیم گیری های اجتماعی است تا حقوق و آزادی های آنان از گزند، کار و تصمیم های گروه های کوچک و دور از دسترس و اغلب ناشناس در امان بماند،(آشوری ، 1373 :302).

1ـ مشارکت اقتصادی: مشارکت اقتصادی با فرایند تولید و نظام های تولیدی رابطه تنگاتنگی دارد. تعاونی ها سازمان یافته ترین اشکال مشارکت اقتصادی اند،(سعیدی،1382: 11). مشارکت اقتصادی متضمن مداخله مستقیم افراد در مدیریت کار و فعالیت خود و نیز تقسیم منافع حاصل از آن است،( سازمان ملی جوانان، 1381 :6).

2ـ مشارکت سیاسی: درگیری یا مشارکت سیاسی را می توان عبارت از همه فعالیت هایی دانست که شهروندان برای تاثیر یا کمک به دولت و مراکز قدرت مثل انتخاب مسولین حکومتی انجام می دهند،(آشتیانی ، 1377 : 25).

مشارکت سیاسی فعالیت های ارادی و داوطلبانه ای است، که از طریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله،روستا و شهر خود شرکت می کنند، و بصورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی و سیاسی سهیم می شوند،(اطاعت،47:1376).

مشارکت سیاسی حق مردم و برخاسته از اقدام آگاهانه و هماهنگ آنان است،و مبین توان بخشی افراد و گروه ها از جهت اعاده ی قدرت به آنها در جهت مقابله با مشکلاتشان است،( محمدی اصل ، 1381 :19).

3 ـ مشارکت فرهنگی: در این نوع مشارکت مردم در تولید فرهنگ و ارتقاء آن در بین گروه ها دخالت می کنند. تقویت هنری مردم، تسهیل و تعامل فرهنگی در جوامع چند فرهنگی و افزایش وفاق اجتماعی در جوامع چند فرهنگی از عرصه های مهم مشارکت  فرهنگی است. از مباحث مهم مشارکت فرهنگی، تشکیل انجمن ها، گروه های مشارکت و در مجموع تقویت نهادهای مدنی است، که دو وظیفه اساسی یعنی حفظ آزادی های فردی و ارتقای وفاق جمعی از طریق تصحیح روابط فرد و دولت دارند در واقع بدون ارتقای سطح آگاهی های افراد و تقویت شعور جمعی و درک منافع گروهی نمی توان به حفظ تقویت جامعه مدنی پرداخت،(سعیدی ، 1382 : 12).

4 ـ مشارکت اجتماعی: مشارکت اجتماعی عبارت از مشارکت کم و بیش آشکار در حیات اجتماعی، و در این صورت میزان مشارکت اغلب شکلی از قدرت را مشخص می دارد. مشارکت اجتماعی مفهومی است که مخصوصاً در جامعه شناسی و گرایش های موجود در آن مورد استفاده قرار گرفته است، (توسلی،1382: 66).

مشارکت اجتماعی در معنای وسیع خود در بر گیرنده انواع کنش های فردی و گروهی به منظور دخالت در سرنوشت خود و جامعه و تاثیر نهادن بر فرآیندهای تصمیم گیری امور است،( رضایی ، 1375 : 54).

مبانی نظری پژوهش:

هر چند اندیشه شهروندی را می توان در تفکرات سیاسی و فلسفی دوران باستان و قرون وسطی مشاهده کرد. اما این مارشال بود که برای اولین بار این مفهوم را وارد جامعه شناسی کرد. به نطر مارشال شهروندی موقعیتی است که به اعضای کامل یک اجتماع اعطاء می شود. امروزه الگوی تی . اچ . مارشال در قالب گفتمان حقوق به عنوان نقطه شروعی کلاسیک برای هر بحثی در این موضوع در نظر گرفته می شود،(نش،1380 :119).

او این مدل را که عمده ترین تقسیم بندی حقوق شهروندی قلمداد می شود. در مقاله مشهورش «شهروندی و طبقه اجتماعی»ارایه نمود. این مدل که در آن شهروندی مرکب از حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی تلقی می شود بسیار مفید و به طور گسترده ای پذیرفته شده است،(همان:192).

در مدل مارشال،حقوق مدنی شامل آزادی افراد برای زندگی در هر جایی که انتخاب می کنند، آزادی بیان و مذهب، حق مالکیت و حق دادرسی یکسان در برابر قانون است. حقوق سیاسی به حق شرکت در انتخابات و انتخاب شدن مربوط است و حقوق اجتماعی نیز به حق طبیعی فرد برای بهره مند شدن از یک حداقل استاندارد رفاه اقتصادی و امنیت مربوط می شود. این حقوق شامل حقوقی نظیر: مزایایی بهداشتی و درمانی، تأمین اجتماعی در صورت بیکاری و تعیین حداقل دستمزد است،(گیدنز،1383 : 343 و342 ).

اندیشمندان سیاسی و اجتماعی پس از مارشال در عین تأیید ابعاد مهمی از الگوی وی آن را ناقص و ناکافی قلمداد کرده اند. و سعی در تشریح، دقیق نمودن و توسعه آن نموده اند. البته برخی نیز زیر بنای فلسفی آن را مورد نقد قرار داده اند.

کاستلز و دیوید سون از اندیشمندانی هستند که علاوه بر پذیرش طبقه بندی مارشال، آن را کافی ندانسته و لزوم پرداختن به حقوق جنسی و حقوق فرهنگی را خاطر نشان نموده اند،(کاستلز و دیویدسون،1382).

مارش و استوکر نیز همین رویکرد را دنبال کرده اند. کم توجهی به فرهنگ نیز در نظریه های کلاسیک شهروندی باعث انتقاد به این نظریه ها و طرح مباحثی پیرامون حقوق فرهنگی شده است. درباره حقوق فرهنگی دو رویکرد وجود دارد: برخی توجه به حقوق فرهنگی به ویژه حقوق اقلیت ها و گروه های اجتماعی بر مبنای قومیت، مذهب، طبقه و ... را متعارض با واقعیت دولت ـ ملت دانسته معتقدند، گروه های فرهنگی باید با فرهنگ غالب همگون شوند. دیدگاه دوم حاکی از توجه به حقوق فرهنگی اقلیت ها و گروه های اجتماعی است بدین ترتیب تنوع قومی ـ فرهنگی فزاینده ای که با جهانی شدن همراه است. شهروند فرهنگی علاقمند به بقاء توسعه نیاز فرهنگی از طریق آموزش ،آداب و سنن، زبان و مذهب و تصدیق یا اذعان مثبت از تفاوت است،(میلر،2002 به نقل از قاسمی و ژیان پور، 1387 : 102).

چارچوب نظری تحقیق:

الف ـ حقوق شهروندی:

1- بر اساس نظریه ی کنش پارستز که مبتنی بر چهار تکلیف کارکردی است می توانیم حقوق جامعه را به چهار بخش حقوق سیاسی ، حقوق اقتصادی ،حقوق فرهنگی و حقوق مدنی تقسیم کنیم،این تقسیم بندی بر تلقی پارسونز از خرده نظام اجتماع جامعه ای متکی است به اعتقاد پارسونز مطالعه ی این خرده نظام،موضوع جامعه شناسی و حقوق، قوانین و نهادهای حقوقی،کاملترین شکل آنها هستند،(توسلی،1380 :250).

پارسونز با تأثیر پذیری از مارشال معتقد است که مفهوم شهروندی اشاره به عضویت کامل دارد،که اجتماع جامعه ای نامیده می شود. این کلمه اشاره به جنبه ای از جامعه به عنوان یک سیستم دارد که گمینشافت را به وجود می آورد که بر همبستگی و وفاداری مشترک اعضایش متمرکز می باشد و یک پایه اجتماعی را تحت انسجام سیاسی ایجاد می کند. اجتماع جامعه ای مجموعه ای از تعهدات است که اعضا در برابر جمعی که با یکدیگر پیوند دارند و نیز تعهداتی است که اعضا نسبت به یکدیگر دارند،(پارسونز1994 به نقل از عیدی،1384 :11).

 2- دارندورف از نظریه پردازان انتقادی معتقد است، که شهروندی با مدرنیته پیوند نزدیکی داشته است و نقش شهروند عبارت از مجموعه ای از حقوق برابر و مشارکت برای اعضای کامل یک اجتماع می باشد. عناصر سه گانه این نقش که می توانند به شناخت پیشرفت های اجتماعی ـ اقتصادی و اجتماعی ـ سیاسی کمک کند عبارتند از:

ـ نقش شهروندی مجموعه ای از حقوق برابر برای کسانی که آن را دارا هستند، بیشتر یک بیان است چون برابری و ماهیت حقوقی پایگاه و شهروندی دو چیز متفاوت هستند.

ـ شهروندی  فرصت مشارکت در زندگی اجتماع است، به عبارت دیگر شهروندی بیشتر حق دفاع از یکپارچگی فردی است، همچنین حق شرکت در ایجاد شرایطی است که تحت آن اجتماع شکل می گیرد و دقیقاً حق شرکت در ایجاد قوانینی است که تمام شهروندان را مقید می کند. ممکن است جوامعی باشند که در آنها برخی شهروند و برخی ناشهروند باقی بمانند و در نتیجه این نوع مشارکت شامل حال همه نمی شود.

ـ  شهروندی حق تعمیم یافته ای است که در ارتباط با عضویت در جامعه ای است که مرزهایش از نظر تاریخی تعریف شده است. پس بین شهروند و دولت ـ ملت ایجاد شده رابطه وجود دارد. در اینجا شهروندی با ملیت ترکیب می شود و در رابطه با نقش شهروند و گسترش اجتماع سیاسی فراتر از دولت دارای اشکال است.

از این نکات می توان دریافت که مجموعه حقوق و فرصت های نابرابر فراتر از نوشته های قوانین و اساسنامه های حقوقی است و باید در حوزه های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی محقق شود. تفاوت میان حقوق برابر و موقعیت های نابرابر میان فرصت های انتخاب و فرصت های واقعی ، پیچیده و مبهم می باشد،(دارندورف 1994 به نقل از عیدی 1384 :12).

دارندروف معتقد است در دهه 1980 اعطای حقوق به دلیل محرومیت اجتماعی دچار افت شده و تضادهایی را در دولت رفاه پدید آورده است. در دهه 1980 تلاش های بسیاری برای استفاده از قدرت شهروندی صورت گرفته که به مطالبات سیاسی انجامیده است. از نظر او در تاریخ مدرن هیچ ایده اجتماعی ای پویا تر از شهروندی وجود ندارد. چرا که برای قرن ها موتور حرکت گروه های اجتماعی بوده است. امروزه نمی توان تصویری پویا از شهروندی در جامعه مدرن یافت چون دید شهروندی به تمام مفاهیم مهم مدرنیته پیوند خورده و نقش شهروندی را به عنوان مجموعه حقوق برابر اولیه یا اساسی مشارکت برای اعضاء کامل اجتماع تعریف می کند،(شیانی ، 1384 :53 و52 ).

3- هابرماس شهروندی را در رابطه با اجتماع سیاسی، جامعه مدنی و حوزه عمومی چه با یک دولت ملی هم مرز باشد چه نباشد، تحلیل می کند و نسبت به حوزه های عمومی در گستره اروپا از طریق شبکه ای ارتباطی بسیار خوش بین است. به نظر هابرماس این شبکه شرایط مناسب دموکراسی خواهد بود. زیرا اعضای جامعه صرفاً در حوزه عمومی و جامعه مدنی از نقش شهروندی برخوردار خواهند شد. از رهگذر جامعه مدنی در حوزه عمومی که حد واسط نظام سیاسی و بخشهای  خصوصی است مسایل مختلف حل خواهند شد. در این حوزه ها ، افراد مسئولیت ها و حقوق خود را به عنوان شهروند پذیرفته و قادر به بیان نظریه ها و عقایدشان می شوند،(شیانی ، 1381 :29).

وقتی شهروندان حق گردهمایی و اجتماع با یکدیگر را داشته باشند و در مورد موضوعات روز و مسایل سیاسی به گفتگو بپردازند، حوزه عمومی شکل می گیرد،(نظام بهرامی ، 1381 :92).

 4- به نظر ترنر بهتر است به جای تعریف شهروندی در چارچوبی از حقوق و تکالیف آن را به عنوان یک فرایند در آوریم،  که منابعی را باز توزیع می کند. شهروندی ملی در قرن نوزدهم بر مبنای تقسیمات نژادی شکل گرفته بود. زیرا بر مبنای یک هویت قومی یا ملی ، بیگانگان را از دست یابی به منابع محروم می ساخت از آنجایی که شهروندی مجموعه ای از فرایندهای تعیین حقوق و مصونیت ها در داخل یک اجتماع سیاسی است که کمک های خاص افراد به جامعه مثلاً شرکت در جنگ، تولید مثل یا کار را توصیف و ارزیابی می کنند،(ترنر،1384 :29).

5- دیوید تیلور صاحب نظر دیگری است صرف حقوق را در مباحث شهروندی کافی نمی داند و معتقد است اگر امکان دسترسی و کنترل به منابع ضروری نیاز انسان برای رشد وجود نداشته باشد حقوق معنادار نیست، وی در مطالعه خود نتیجه می گیرد . مفهوم شهروندی به در خواست رفتار برابر و تقاضای حقوق رفاهی در مقابل دولت دلالت دارد. و سوی گیری ها به سمت «حاکمیت قانون» تاثیر سیاسی خود را تنها در فعالیت های ذهنی دنبال می کند. ایده شهروندی بایستی در یک بستر جهانی مطرح شود. و محرومیت مربوط به حقوق شهروندی در درون و خارج باید بخشی از مبارزه برای تحقیق مفهوم تغییر یافته شهروندی گردد. پس تنها راه دست یابی به شهروندی پیوند با حق ارضاء نیازها است که در مواجهه با قدرت فعال، پویا و سیاسی می شود،(شیانی ، 1384 :54).

6- مارشال حقوق شهروندی را دارای سه حوزه اصلی می داند. حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی. به نظر وی حقوق سه گانه شهروندی طی 250 سال گذشته در غرب مراحل تحول تاریخی متفاوت را پشت سر گذاشته است. به نظر او در پایان قرن 19 حقوق مدنی شهروندی تثبیت شده است.

در قرن 20 حقوق سیاسی گسترش یافت و سرانجام از نیمه دوم سده 20 و پس از جنگ جهانی دوم و با استقرار دولت رفاه اجتماعی ، حقوق اجتماعی شهروندی به رسمیت شناخته شده است،(ربانی ، 1387 :250).

 مارشال مراحل تحول شهروندی طی 250 سال را حرکتی به سوی برابری اجتماعی دانسته است. وی اعتقاد دارد شهروندی به سه بخش مدنی ، سیاسی و اجتماعی تقسیم شده و در قرن بیستم برخورداری از حقوق اجتماعی سبب کاهش نابرابری خواهد شد. با رشد و گسترش شهروندی الگوی نابرابری اجتماعی تغییر می کند،(شیانی ، 1384 :51).

ب ـ مشارکت:

1ـ یورگن هابرماس سه نوع کنش را از هم تفکیک می کند:کنش ابزاری،کنش استراتژیک و کنش ارتباطی.کنش ابزاری دارای موقعیتی غیر اجتماعی است و در سطح بین فردی عقلانیت ابزاری را همرا می آورد، یعنی جستجوی سود و به پیش بردن منافع شخصی، اگر از زاویه میان یک شناسنده(سوژه) و یک شناسا(ابژه) دست به کنش بزنیم گرفتار خود ابزاری شده و دست به کنش ابزاری زده ایم،(کرایب ، 1380 :30).

کنش استراتژیک یا راهبردی و کنش ارتباطی هر دو دارای موقعیت اجتماعی اند، کنش استراتژیک کنش هدفدار ـ عقلانی است که به عمل دو یا چند فرد مربوط می شود که در تعقیب یک هدف، کنش معقولانه هدفدارشان را هماهنگ می کند. مانند کنش هایی که در درون سازمان ها صورت می گیرد و این نوع در جستجوی حقیقت است، در حالیکه در کنش ارتباطی افراد به دنبال موقعیت شخصی شان نیستند، بلکه اهدافشان را در شرایطی تعقیب می کنند که بتوانند برنامه های کنش شان را بر مبنای تعریف هایی از موقیعت مشترک در تصمیم گیری نهایی دسترسی پیدا کنند،در حالی که هدف کنش معقولانه و هدفدار،دستیابی به یک هدف است،غایت کنش ارتباطی،دستیابی به تفاهم ارتباطی است.عقلانیت کنش ارتباطی به ارتباط رها از سلطه و ارتباط آزاد و باز می انجامد،(ریتزر،2123:1386و213).

2- کورت لوین معتقد است که مشارکت از ایستادگی مردم در برابر دگرگونی، نوسازی و نوآفرینی می کاهد، و بر سازگاری آنان می افزاید .در فضای مشارکتی ، تعارضها و ستیزه ها جای خود را به همکاری و تعاون می دهند هرگاه مردم فرصت بیان اندیشه های خود را بیابند و تصمیمی که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد شریک شوند، خلاقیت و نوآفرینی آنان با احساس مسئولیت بیشتری افزایش می یابد، (سعیدی:13:1384).

3- امیل دور کیم وجود انجمن ها را در جامعه نوین امری ضروری می داند و آن را به مثابه راهی برای درمان بیماری های جامعه جدید مطرح می نماید، به نظر او وقتی که گروه های اختصاصی تشکیل می شوند و فعالیت های درون آنها بسط و توسعه پیدا می کند ، نه تنها جامعه در این امر ذی نفع است، بلکه فرد نیز در این گروه ها منبع رضایت خاطر خود را می یابد .هر قدر که انسان با جاذبه های زندگی انجمنی آشنا شود، نیاز به آن را بیشتر احساس می کند . گرد هم آمدن افراد فقط برای دفاع از منافع خود نیست، بلکه برای این است که لذت در جمع بودن را دریابد و با عده ای یک واحد را بسازند و احساس نکنند در محیطی دشمن کام گم شده اند،(قانعی راد و حسینی:100:1384).

روش شناسی تحقیق:

روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش بر اساس معیار های متفاوت کمی،مقطعی،کاربردی،پهنانگر و تکنیک مورد نظر پیمایش[11]است.(پیمایش روشی مناسب برای جمع آوری مجموعه وسیعی اطلاعات از تعداد زیاد پاسخگوست) و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته دارای قابلیت اعتماد و اعتبار استفاده گردید.

جامعه آماری مورد مطالعه را کل معلمان رسمی شاغل در شهرستان کیار استان چهارمحال و بختیاری در سال 1390 تشکیل می دهند. لازم به ذکر است که بر اساس آمار موجود تعداد 927 نفر معلم رسمی زن و مرد در این شهرستان مشغول به خدمت می باشند.

 شیوه نمونه گیری: با توجه به اینکه جامعه آماری ناهمگن است، نمونه گیری در این پژوهش بر اساس روش های مطبق، سهمیه ای وتصادفی  انجام گردید. به این صورت که ابتدا جامعه آماری به دو بخش بر اساس جنسیت و مقاطع مختلف تحصیلی پاسخگویان تقسیم شد،در مرحله بعد به هر کدام بر اساس میزان درصد آنها سهمیه ای تخصیص داده شد ، در آخر از میان معلمان هر مدرسه افرادی به عنوان نمونه به طور تصادفی انتخاب و با حضور محقق پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 279 نفر است.

جدول شماره یک بر اساس جامعه آماری وحجم نمونه

جنس

 

 

مقطع

زن

مرد

جمع

حجم نمونه

جامعه آماری

حجم نمونه

جامعه آماری

حجم نمونه

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

ابتدایی

146

16/.

44

16/.

182

20/.

54

20/.

98

راهنمایی

113

12/.

33

12/.

138

15/.

42

15/.

75

متوسطه

173

19/.

53

19/.

175

18/.

53

18/.

106

جمع

432

47./.

130

47./.

495

53./.

149

53./.

279

در جدول شماره یک مشاهده می شود که تعداد زنان در نمونه آماری 130 نفر می باشد. از این تعداد44 نفر در مقطع ابتدایی و 33   نفر در مقطع راهنمایی و 53  نفر در مقطع متوسطه مشغول خدمت هستند. تعداد مردان در نمونه آماری 149 نفر می باشد. از این تعداد 98 نفر در مقطع ابتدایی و 75  نفر در مقطع راهنمایی و 106  نفر در مقطع متوسطه به خدمت اشتغال دارند.

ابزار پژوهش: در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات و داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که با توجه به اهداف کلی و جزیی پژوهش،تعداد 36 سوال بصورت چهار گزینه ای جهت سنجش میزان آگاهی از حقوق شهروندی طراحی شد،افراد با هر پاسخ صحیح یک نمره کسب می کنند،در نهایت کمینه نمره افراد پاسخگو صفر وبیشینه نمره آنها 36 می شود. و تعداد36 گویه بر اساس طیف لیکرت برای سنجش سطح انواع مشارکت آماده گردید،که طیف پاسخ به سوالات هم طیف شش گزینه ای (اصلا=0،خیلی کم=1 ،کم=2، متوسط=3،زیاد=4وخیلی زیاد=5)بوده،حداقل نمره افراد صفر و حداکثر نمره آنها 180 می شود. ویژگی های زمینه ای پاسخگویان هم مورد پرسش قرار گرفت. پس از گردآوری اطلاعات و داده های لازم کد گذاری بعمل آمد. روش اصلی تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای: SPSSوAMOS انجام شده است.

مدل سازی معادله ساختاری[12]:

مدل تجربی پژوهش یک مدل معادله ساختاری است،مدل سازی معادله ساختاری را می توان به عنوان روشی کمی تلقی کرد که به محقق یاری می رساند، تا پژوهش خود را از مطالعات نظری و تدوین آنها گرفته تا تحلیل داده های تجربی،در قالبی چند متغیره سامان بخشد.این مدل  ابزاری قدرتمند در دست پژوهشگر اجتماعی است که وی را در چگونگی تدوین مبانی و چارچوب نظری پژوهش در قالب مدل های اندازه گیری و ساختاری یاری می رساند.و به لحاظ روش شناختی از دقت بالای برخوردار است چرا که با متغیر های پنهان،واقعا به عنوان سازه های برخورد می کند که در سنجش آنها خطا وجود دارد. مدل معادله ساختاری با شرایط واقعی زندگی اجتماعی بسیار نزدیک است.چون در فضایی چند متغیره امکان تحلیل داده ها را فراهم می آورد و راهی نو در اختیار پژوهشگران اجتماعی قرار می دهد. (قاسمی،1:1389تا10)

 مدل معادله ساختاری ترکیبی از مدل های مسیر[13](روابط ساختاری) و مدل های عاملی تاییدی[14](روابط اندازه گیری)است.به عبارت دیگر تا حد زیادی می توان مدل های اندازه گیری را بر گرفته از مبانی نظری در باره پدیده مورد مطالعه و مدل های ساختاری را بر گرفته از چارچوب نظری پژوهش دانست،(همان:221).

مدل عاملی مرتبه دوم[15]:

مدل عاملی مرتبه دوم را بعنوان نوعی از مدل های عاملی تعریف می کنند که در آن عامل های پنهانی که با استفاده از متغیر های مشاهده شده اندازه گیری می شوند، خود تحت تاثیر یک متغیر زیر بنایی تر و به عبارتی متغیر پنهان، اما در سطح بالاتر قرار دارند،(همان:206).

جدول شماره دو  کدهای تعریف شده برای متغیرهای اصلی وخطا درمدل

متغیر

کد

متغیر

کد

حقوق شهروندی

Xi1

مشارکت فرهنگی

F7

مشارکت

Yi1

مشارکت اجتماعی

F8

حقوق سیاسی

F1

بیرونی مشاهده شده

X12-x1

حقوق اقتصادی

F2

درونی مشاهده شده

Y12-y1

حقوق فرهنگی

F3

خطای انداز گیری بیرونی

d12-d1

حقوق مدنی

F4

خطای انداز گیری درونی

E12-e1

مشارکت سیاسی

F5

خطای ساختاری

Z9-z1

مشارکت اقتصادی

F6

 

 

 

اعتبار و پایایی تحقیق:

پرسشنامه طراحی شده در اختیار تعدادی ازکارشناسان و متخصصان جامعه شناسی و آشنا با مفاهیم حقوق شهروندی و مشارکت قرار گرفت و از نظرات آنان برای شناسایی اعتبار[16] شاخص ها استفاده شد، بدین ترتیب اعتبار صوری[17]ابزار پژوهش تأمین گردید. و جهت اعتبار سازه[18]مبانی نظری و تئوریکی تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت. سپس بر اساس مبانی نظری از متغیرهای مناسب برای سنجش استفاده شده است. برای حصول اطمینان از پایایی[19]ابزار سنجش ابتدا در بررسی اولیه پرسشنامه تنظیم شد و 40 پاسخگو به این پرسشنامه پاسخ دادند، و از ضریب آلفای کرونباخ[20] که از مناسب ترین روش های محاسبه پایایی می باشد، استفاده گردید که همگنی و همسازی گویه ها و سازگاری درونی پرسشنامه حاصل گردید. جدول ذیل نشان دهنده ضریب پایایی هر یک از مفاهیم مورد نظر می باشد.

جدول شماره سه ضریب آلفای کرونباخ

متغیر های پنهان

تعداد گویه

ضریب آلفای کرونباخ

1- حقوق سیاسی

9

74/.

2- حقوق اقتصادی

9

79/.

3- حقوق فرهنگی

9

79/.

4- حقوق مدنی

9

81/.

5- مشارکت سیاسی

9

83/.

6- مشارکت اقتصادی

9

71/.

7- مشارکت فرهنگی

9

76/.

8-مشارکت اجتماعی

9

72/.

بر اساس جدول شماره سه نتایج به دست آمده نشان می دهد، ضریب آلفای کرونباخ برای همه سوال ها و گویه های که سازه آگاهی از حقوق شهروندی و مشارکت افراد را اندازه گرفته اند در این پژوهش بالای 70درصد است.این مقدار نشان دهنده اعتماد بالا و پایایی درونی مقیاس های مورد استفاده می باشد.

فرضیه های تحقیق:

ـ به نظر می رسد میزان آگاهی از حقوق شهروندی معلمان زن و مرد متفاوت است.

ـ به  نظر می رسد سطح مشارکت معلمان زن و مرد یکسان نمی باشد.

ـ به نظر می رسد میزان آگاهی از حقوق شهروندی معلمان شهرستان کیار در حد متوسط باشد.

ـ به نظر می رسد بین میزان آگاهی از حقوق شهروندی و سطح مشارکت معلمان رابطه وجود دارد.

ـ به نظر می رسد بین میزان آگاهی از حقوق سیاسی و سطح مشارکت سیاسی معلمان رابطه وجود دارد.

ـ به نظر می رسد بین میزان آگاهی از حقوق اقتصادی و سطح مشارکت اقتصادی معلمان رابطه وجود دارد.

ـ به نظر می رسد بین میزان آگاهی از حقوق فرهنگی و سطح مشارکت فرهنگی معلمان رابطه وجود دارد.

ـ به نظر می رسد بین میزان آگاهی از حقوق مدنی و سطح مشارکت اجتماعی معلمان رابطه وجود دارد.

ارائه یافته های پژوهش:

رابطه بین متغیرها و فرضیات این پژوهش و همچنین یافته ها ونتایج آن در قالب یک مدل رگرسیونی(با استفاده از نرم افزارSPSS)ومدل معادله ساختاری[21](با استفاده از نرم افزارAMOS)ارایه شده است.

جدول شماره چهار جدول دو بعدی پاسخگویان بر اساس مدرک تحصیلی وجنسیت

جنس

مدرک

زن

مرد

جمع

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

دیپلم

5

2/

6

2/

11

4/0

کاردانی

44

16/

40

14/

84

30/0

کارشناسی

78

28/

97

35/

175

63/0

کارشناسی ارشد

3

1/

6

2/

9

3/0

جمع

130

47/

149

53

279

100/0

چنانچه در جدول فوق مشاهده می شود بیشتر پاسخگویان با 63 درصد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و کمترین آنها 3 درصد مدرک تحصیلی شان کارشناسی ارشد است و تعداد پاسخگویان کاردانی و دیپلم به ترتیب 30 درصد و4 درصد می

جدول شماره پنج جدول دو بعدی میزان آگاهی از حقوق شهروندی و سطح مشارکت

 

میزان آگاهی از حقوق شهروندی

 

سطح مشارکت

 

کم

متوسط

زیاد

جمع

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

کم

 

67

24/

42

15/

2

1/

111

40/

متوسط

 

18

6/

85

30/

11

4/

114

40/

بالا

 

0

0/

29

11/

25

9/

54

20/

جمع

85

30/

156

56/

38

14/

279

100/

همانطوری که در جدول شماره شش ملاحظه می شود، 80/0از کل پاسخگویان میزان آگاهی از حقوق شهروندی و سطح مشارکت شان در حد کم و متوسط است و فقط 20/0آنها از میزان آگاهی از حقوق شهروندی و سطح مشارکت بالایی برخوردار هستند.بنا بر این فرضیه ی اول که محقق مدعی بود میزان آگاهی و سطح مشارکت معلمان در حد متوسط است تائید می شود.


نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 20:51 توسط اسکندر شهبازی گهرویی|


آخرين مطالب
» یا صاحب الزمان ادرکنی
» وجه تسمیه شهر گهرو :
» تحلیل جامعه شناختی تأثیر میزان آگاهی از حقوق شهروندی بر سطح مشارکت معلمان(مورد مطالعه شهرستان کیار)
» تحلیل جامعه شناختی مراسم و مناسك عا شورا
» تحلیلی جامعه شناختی بر نقش عدالت طلبی و پیشرفت در انقلاب عاشورا
» تحلیل جامعه شناختی تأثیر میزان آگاهی از حقوق شهروندی بر سطح مشارکت معلمان(مورد مطالعه شهرستان کیار)
» تحلیل جامعه شناختی ميزان سرمايه ي اجتماعي زنان (مورد مطالعه شهرستان کیار)
» مسووليت پذيري مهاجران و سلامت رواني آنها
» رابطه ي رفاه اجتماعي و مولفه­هاي آن با سرمايه ي اجتماعي (مورد مطالعه شهرستان کیار)
» روش شناختي درباره ي شيوه ي تبيين پديده هاي اجتماعي


Design By : Pichak